تبليغاتX
موج سبز

(((ما بی شماریم)))

زهستی جزتهیدستی چه ماندست؟

                           بجزسردرد زآن مستی چه ماندست؟

بتا!غیرازدل بشکسته ی ما

                           زپیمانی که نشکستی چه ماندست؟

                                                          

وبازهم دربرابر این نادانان،این جاهلان واین نابخردان پیروز شدیم.به امیدپیروزی پایانی.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 18:41 توسط حسین راشدی |

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 17:53 توسط حسین راشدی |

میرحسین موسوی

به بسیجیان هشدار داد تا " جیره خوار وآلت سرکوب حاکمیت " نشوند.

درقسمتی ازاین بیانیه آمده است که:
میرحسین موسوی در بیانیه ای که به مناسبت سالروز تاسیس بسیج صادرکرد گفت : " نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریکترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد."

وی گفت : " آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌ گونه قیاس می‌ کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار وحتی قتل انسان‌ هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ "

موسوی با طرح این سوال که هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود چیست؟ مسئولان بسیج را به تبدیل کردن بسیج به " دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند "، متهم کرد.

وی با اشاره به رواج شایعه ودروغ در فضای سیاسی ایران گفت : " کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی ‌ترین شیوه ‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست."

موسوی با بیان اینکه تشکیلات بسیج نسبت به دوره آیت الله خمینی تغییرکرده است گفت :" بسیجی که امام می ‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌ گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند."

به گفته او :" امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می ‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد."

میرحسین موسوی همچنین گفت :" افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند."

 

*بیانیه ی کامل رادرادامه مطلب بخوانید*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 16:26 توسط حسین راشدی |

منشور دوازده گانه مهندس میرحسین موسوی در مورد آموزش و پرورش

 

متن این منشور 12گانه به این شرح است:
1-آموزش و پرورش و جایگاه ملی آن
نهاد آموزش وپرورش یک نهاد ملی و دارای امتیاز و منزلت ملی است باید تلاش شود بالاترین جایگاه در نظام مدیریت و برنامه ریزی کشور به آموزش و پرورش اختصاص یابد و بهترین و شایسته ترین افراد برای مدیریت آموش و پروش به کار گرفته شوند.
2-آموزش وپرورش و سرمایه اجتماعی
آموزش و پرورش یک نهاد بزرگ اجتماعی است و بالاترین سرمایه اجتماعی را داراست؛ معلمان ممتازترین گروه اجتماعی مرجع در جامعه ما هستند و مورد احترام همه آحاد جامعه و از منزلت دینی و ملی بالایی برخوردارند؛ این امر می تواند به عنوان یک ظرفیت ملی برای تحول و توسعه و حتی برای ارتقای امنیت اجتماعی، به جای برخورد امنیتی استفاده شود.
3-آموزش و پرورش و آزادی بیان و اندیشه
اساس تعلیم و تربیت بر تفکر و اندیشه و راز توفیق آن در تعامل و گفت وگو و پرسشگری و آزادی بیان است؛ باید زمینه آزادی بیان و گفتار و حتی اعتراض در نظام تعلیم و تربیت در چارچوب قانون فراهم شود. من به شدت با امنیتی شدن فضای آموزش و پرورش مخالفم. تحقیر یا تنبیه معلمان به جرم آزادی بیان و نظرات متفاوت جفا به تعلیم و تربیت و از بین بردن بالاترین سرمایه اجتماعی جامعه است باید نگرش امنیتی به آموزش وپروش تغییر یابد.
4-آموزش و پرورش و مشارکت
آموزش و پرورش یک نهاد صرفا اداری نیست که صرفا توسط کارکنان آن اداره شود؛ آموش و پرورش یک نهاد بزرگ فرهنگی، آموزشی و اجتماعی است که باید برای تحقق اهداف آن از همه ظرفیت های کشور استفاده نمود .خوشبختانه قانون اساسی ? اصل در مورد شوراها و مشارکت دارد. من اجرای قانون شوراها را در همه عرصه ها در آموزش و پرورش بسیار مفید می دانم و در قدم اول برای جلب مشارکت معلمان دو اقدام اساسی را دنبال خواهم نمود:
نخست نسبت به تشکیل پارلمان و مجلس معلمان با مشارکت همه معلمان در سراسر کشور اقدام خواهم کرد تا معلمان بتوانند نقش اساسی در فرایند بهبود معلمی داشته باشند.
دوم : تشکیل و فعال نمودن سازمان نظام صنفی معلمان در سراسر کشور.
تجربه سازمان نظام پزشکی و نظام مهندسی تجربه موفقی است؛ قطعا این تجربه در حوزه معلمان می تواند با اختیارات مناسب تری توسعه یابد. بالطبع مشارکت باید علاوه بر حوزه معلمان به حوزه دانش آموزان و تقویت شوراهای دانش آموزی و مجلس دانش آموزی تسری پیدا کند.
5-آموزش و پرورش و نهادهای صنفی
نهادهای مدنی و صنفی می توانند نسبت به بیان نظرات واقعی معلمان و انتقال مستقیم آن به دولت و مسوولان کشور نقش اساسی داشته باشند نباید نهادهای صنفی را نهادهای مزاحم و با آنان برخورد قهری یا انتظامی و امنیتی شود. نهادهای مدنی با پیگیری مطالبات فرهنگیان و حتی انتقاد از رویه های آموزش و پرورش و دولت به آنان کمک کنند و یار و یاور دولت باشند. ما باید از همه ظرفیت های موجود در چارچوب قانون حمایت کنیم.
6- آموزش و پرورش و مسایل اقتصادی
نهاد آموزش و پروش و معلمان از حیث اقتصادی سال ها در رنج و عذاب هستند؛ من در دوران جنگ به شهادت همکاران هیچگاه نگذاشته ام از منابع آموزش و پرورش کسر شود بلکه در برخی از سال ها تا ? برابر، بودجه آموزش و پرورش افزایش داشته است. متاسفانه شاخص های بودجه ای آموزش و پرورش در شرایط فعلی به هیچ وجه قابل توجیه نیست ضمن اینکه در داخل به نسبت گذشته و به نسبت نهادهای دیگر سهم بسیار کمی دارد نسبت با شاخص های کشورهای مشابه بسیار وضعیت اقتصادی آموزش وپرورش نگران کننده است.
باید هم ظرفیت ملی را برای این امر بسیج کرد و هم برای توانمندسازی اقتصادی آموزش و پرورش از درون اقدام کرد. جلب مشارکت مردم در آموزش و پرورش، تقویت مدارس غیرانتفاعی و مشارکت و حتی واگذاری مدارس به معلمان می تواند در این امر موثر باشد.
7-آموزش و پرورش و قانونگرایی
متاسفانه قانون گریزی در کشور در حال تبدیل شدن به یک رویه شده است و باید تلاش کنیم همه چیز در چارچوب قانون حل وفصل شود؛ حتی اگر لازم باشد قانون اساسی هم اصلاح شود باید از راهکارهای قانونی استفاده شود؛ بی قانونی موجب هرج و مرج و آنارشیسم را به دنبال خواهد داشت.
الان یکی از دغدغدهای اساسی معلمان عدم اجرای قانون به ویژه قانون خدمات مدیت کشوری است علیرغم وعده های فراوان دولت متاسفانه همه آنها در مورد معلمان زمین مانده است، باید برای وضع معیشتی معلمان چاره ای اندیشد.
8- آموزش و پرورش و تحجر
متاسفانه امروز یک بلایی به جان جامعه ما افتاده است به نام تحجر و واپس گرایی تحجر یک بلای بزرگ و یک آفت است. مردم ما می دانند که حضرت امام در دو سال آخر عمر مبارک خود چقدر به این موضوع پرداخت و همگان را نسبت به عواقب آن هشدار می داد. من موضوع اسلام ناب را که مطرح کردم منظورم مقابله با تحجر و واپس گرایی بود که امام همه را برای پرهیز از گرفتارشدن به آن به سوی اسلام ناب دعوت می کرد. این مساله در آموزش و پرورش باید به طور جدی و مضاعف مورد اهتمام قرار گیرد.
9-آموزش و پرورش و تمرکز زدایی
یکی از چالش های پیش روی آموزش و پرورش تمرکزگرایی در ساختار اداری و محتوایی است؛ این با موضوع کارآمدی و اثربخشی برنامه های آموزش و پرورش ناسازگار است، باید تلاش شود با محوریت مدرسه از تمرکزگرایی در آموزش و پرورش جدا پرهیز شود؛ به ویژه آنکه مدارس بازتاب نارسایی های اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ باید همه قابلیت ها و ظرفیت ها برای توسعه معلمان و مدارس به کار گرفته شود؛ تنوع فرهنگ ها، قومیت ها و زبان ها به رسمیت شناخته شود.
10-آموزش و پرورش و ثبات در سیاست ها و مدیریت ها
یکی دیگر از چالش های آموزش و پرورش امروز ما بی ثباتی در سیاست ها و برنامه و حتی در مدیریت است؛ این امر متاسفانه در همه جای کشور مشاهده می شود اما به نظر من در نهادی مثل آموزش و پروش بسیار اثر مخرب دارد زیرا کار تعلیم وتربیت امری تدریجی و مستمر است و این مهم حتما باید با ثبات و آرامش همراه باشد؛ تغییر مکرر سیاست ها، برنامه ها وزرا و مدیران در آموزش وپرورس باید بهبود یابد.
11-فقر زدایی و عدالت آموزشی
مشکلات مزمن در دستگاه آموزش و پرورش همه ما را آزار می دهد؛ باید تدابیری اندیشید از یک طرف خدمات آموزش در سراسر کشور به صورت عادلانه در اختیار همگان قرار گیرد و از سوی دیگر با فقر و محرومیت به طور اساسی مقابله شود. کشور ما کشوری ثروتمند است. مردم ما خواهان پیشرفت و توسعه و آبادانی هستند؛ یکی از نهادهایی که باید مورد اهتمام قرار بگیرد فقرزدایی از آموزش و پرورش و جامعه معلمان و فرهنگیان است.
12- آموزش و پرورش و مساله زنان
تعلیم و تربیت حق همگان اعم از دختران و پسران است و بالطبع برای تحقق اهداف و برنامه های تعلیم و تربیت باید شایستگی ها برای مدیریت ملاک باشد و قطعا زنان به ویژه در آموزش و پرورش از شایستگان این امر هستند خوشبختانه قانون اساسی ما، دین ما هیچ منعی برای سپردن مسوولیت های کلان کشور به زنان را ندارد؛ ممکن است در عرف برخی محدودیت ها باشد که باید همه کمک کنیم و فرهنگ سازی شد تا جامعه به ویژه در آموزش و پرورش بتواند از شایستگی زنان در همه عرصه ها به ویژه مدیریت های کلان بهره ببرد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 12:54 توسط حسین راشدی |

امروزهم ثابت کردیم که ما پیروزهستیم

 

 

برای پیروزی ، برای آزادی ، برای همیشه راحت بودن

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:3 توسط حسین راشدی |

 
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 18:57 توسط حسین راشدی |

میرحسین موسوی می گوید به دلیل شرایط امنیتی موجود، هزینه های انتشار روزنامه «کلمه سبز» از فواید آن بیشتر است و تصمیم جمعی او و همفکرانش این بوده که از انتشار آن صرف نظر کنند.

موسوی عصر چهارشنبه ۲۹ مهر در جمع اعضای تحریریه روزنامه «کلمه سبز» حاضر شد و با ابراز تاسف از این که شرایط فعلی اجازه انتشار روزنامه را نمی دهد، گفت: تعطیلی این روزنامه را باید اتفاقی موقت فرض کرد، چرا که ضرورت های داخلی و خارجی ایجاب می کند سرانجام همه صداها اجازه شنیده شدن پیدا کنند.

روزنامه «کلمه سبز» به صاحب امتیازی میرحسین موسوی در اسفند ماه سال ۸۷ مجوز انتشار گرفت و اولین شماره آن روز ۲۸ اردیبهشت ۸۸ منتشر شد.حدود ده روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری  و در شامگاه دوشنبه اول تیر ۸۸، ماموران امنیتی به ساختمان این روزنامه حمله کرده و همه کارکنان آن را بازداشت کردند.

در پی این حمله، با وجود آنکه روزنامه کلمه سبز توقیف نشد و کارکنان آن هم آزاد شدند، اما انتشار آن متوقف شد.

مسئولان این روزنامه در هفته های اخیر قصد داشتند آن را دوباره منتشر کنند.

موسوی در جمع اعضای تحریریه روزنامه کلمه سبز از روش های ابتکاری برای اطلاع رسانی که طی ماه های گذشته از سوی هوادارانش استفاده شده، به عنوان بدیل های رسانه ای قابل اطمینان یاد کرد و گفت: شیوه های ابتکاری و خلاقانه به کار گرفته شده در ماه های اخیر نشان می دهد اگر کسانی بخواهند یک دست را ببندند، در عوض آن صدها دست باز خواهد شد.

او همچنین از کسانی که درصدد هستند دور جامعه دیوار بکشند انتقاد کرد و گفت این کار سبب خواهد شد شرایط برای ایجاد وضعیت انفجاری مهیا شود.

میرحسین موسوی درباره جنبش سبز مشهور گفت: ضد خشونت و ضد آنارشی بودن هواداران این جنبش گواهی بر روح مسالمت جوی حاکم بر آن است.

موسوی گفت هواداران «جنبش سبز» ترکیبی از همه ارزش های خوب را در کنار یکدیگر قرار داده و جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی شبیه «ژانوس» خدای یونانیان عمل کرده و همواره مایل به ترکیب ارزش های متفاوت بوده است. او گفت: این جامعه ای است که می خواهد همه چیز را با هم داشته باشد. جامعه ای که در آن مردم هم می توانند از شهادت ندا آقاسلطان ناراحت باشند و هم از شهادت مردم در غزه و دیگر نقاط جهان ابراز تاسف کنند.

میرحسین موسوی از سر داده شدن بعضی شعارهای رادیکال ابراز نارضایتی کرد و گفت: به نفع همه ماست شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم و از طرح شعارهای انحرافی و غیرمنطبق با وضعیت کشور بپرهیزیم.


**سخنانی ازمیرحسین موسوی در۲۷مهرماه۸۸**

*درادامه مطلب مشاهده فرمایید*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 10:34 توسط حسین راشدی |

همان چیزى كه در علوم جدید از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى

اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و

بازداشتن آن از تكرار خطاهایش ، و به مثابه روشى كه

 به سرزندگى‏ ‏اجتماعى بینجامد و بسترى كه توان ها و

عواطف به هیجان آمده را در بستر‏ ‏خود جاى دهد و از

سرریزهاى تخریب كننده آن جلوگیرى كند، تقویت‏

‏شبكه هاى اجتماعى در این بیانیه توصیه شده است .

 این پیشنهاد‏ ‏مى‎توانست بنا بر آن چیزى كه فیض مى‎فرماید

 رونویسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود، اگر چه كسانى كه در

 بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونویسى از‏ ‏نسخه سیا خوانده اند

 

 

میرحسین موسوی اخیرا در متنی درباره درافتادن حركت معترضان در دام ساختارشكنی‌های خطرناك هشدار و درباره حركت خود توضیحاتی داده است:

اگر خشم و نارضایتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است، آنان تصور نكنند كه

این احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضمیرشان متوجه دین است.

 این رسالتى است كه به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى كسانى كه

اسلام بر آنان حق حیات دارد و در رأس آنان روحانیت‏ ‏اسلام قرار گرفته

 باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف، على الخصوص جوانان‏ ‏كه اینك

اكثریت جامعه ما را نیز شكل مى‎دهند، میان برداشت هاى‏ ‏نادرست ،

 گزینشى و سطحى از دین و حقیقت آن اشتباه كنند و بر اثر‏ ‏هیجان

 هاى عاطفى از اسلام فاصله بگیرند... در عین حال اگر در موجى‏ ‏كه

از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏

‏نظام نمى كردم ، برایم سخت نبود كه بیست سال دیگر سكوت كنم.

‏‏اما این گونه نبود و نیست كه مردم با سكوت یا سازش یك نفر دست

از‏ ‏حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكلیفى به زودى

این‏ ‏حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هیچ یك از دلبستگان

 به نظام‏ ‏اعتماد نداشت، آغاز مى‎شد، و چه بسا دیگرانى كه براى این

كشور و ملت‏ ‏خواب هاى ناگوار دیده اند، در هدایت آن به سوى منافع

 و مطامع خود طمع‏ ‏مى‎كردند.‏هدف دیگر از این بیانیه و نیز بیانیه ها و

حركات قبلى این است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى

بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نیفتد. این خطرى است

كه اگر محقق شود، به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ایران افغانستان و عراقى

دیگر بسازد. ما نمى توانیم براى خوش آمد كسانى‏ ‏كه نمى توانند

این خطر را ببینند، وظیفه خود را در پیشگیرى از آن فراموش‏ ‏كنیم

، كما این كه نمى توانیم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته

 هاى به‏ ‏حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى

 براى آرامش‏ ‏داشته باشیم.‏مرحوم ملا محسن فیض كاشانى در

رساله الفت نامه غایت اكثر تكالیف‏ ‏شرعیه را حصول محبت و الفت

اجتماعى ذكر مى‎كند. نتیجه اى كه از این‏ ‏محبت و الفت ناشى خواهد

 شد، همان چیزى است كه در علوم جدید از آن با‏ ‏عنوان شبكه هاى

اجتماعى نام مى‎برند، به عنوان راهى براى مهار حكومت‏ ‏و بازداشتن

آن از تكرار خطاهایش ، و به مثابه روشى كه به سرزندگى‏ ‏اجتماعى

بینجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هیجان آمده را در بستر‏ ‏خود

جاى دهد و از سرریزهاى تخریب كننده آن جلوگیرى كند، تقویت‏ ‏شبكه

هاى اجتماعى در این بیانیه توصیه شده است . این پیشنهاد‏ ‏مى‎توانست

بنا بر آن چیزى كه فیض مى‎فرماید رونویسى از نسخه اسلام‏ ‏تلقى شود،

 اگر چه كسانى كه در بى انصافى مبالغه مى‎كنند آن را رونویسى از‏ ‏نسخه

 سیا خوانده اند.

+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 19:27 توسط حسین راشدی |

..:نامه سرگشاده کروبی خطاب به ملت بزرگ ایران:..

                                    

 

                         {{{{ایرانی سرفراز}}}}         

                                                                      

                    {{{{درودبرایرانیان}}}}                            


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:12 توسط حسین راشدی |

چه كسي مي خواهد

من و تو ما نشويم

خانه اش ويران باد !

من اگر ما نشوم، تنهايم

تو اگر ما نشوي،

- خويشتني

از كجا كه من و تو

شور يكپارچگي را در شرق

باز بر پا نكنيم

از كجا كه من و تو

مشت رسوايان را وا نكنيم .

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزي

همه بر مي خيزند

به امید ایرانی سبز و آزاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:37 توسط حسین راشدی |